مرجع هواداران فانتزی ، علمی تخیلی و ژانر وحشت
طرفداران فانتزی
ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
منوی اصلی
افراد آنلاین
30 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت مقالات)

عضو: 3
مهمان: 27

marjanodarya, haggard, پرشیا, ادامه...
مقالات سایت
به بخش مقالات سایت طرفداران فانتزی خوش آمدید !
برای خواندن مقالات سایت ابتدا می بایست شاخه ی اصلی مورد نظر خود را انتخاب کنید و در آن شاخه مقالات را جستجو کنید . لطفاً توجه داشته باشید که تمامی مقالات قرار گرفته در این بخش توسط اعضای سایت نوشته یا ارسال شده اند و آن تعدادی که از مکان های دیگر گرفته شده همراه با ذکر منبع می باشند .
شما نیز می توانید برای ارسال مقالات خود در این بخش از اینجا اقدام کنید . پس از ارسال مقاله باید منتظر باشید تا مقاله مورد نظر توسط مدیران سایت تایید شده و در سایت قرار گیرد . مقالاتی که طبق قوانین سایت نباشند و مقالات بدون منبع در این بخش قرار نخواهند گرفت .
مقالات

فهرست مقالات همه

معمولی برجسته مقاله امروز همه
پیش فرض زمان عنوان رای دفعات بازدید نظر ها ترک بک | نزولی صعودی
مقالات ادامه...
  1. بخت بیدار
    شاخه ها: داستان کوتاه
    روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
    پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
    او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
  2. ملاقات ما انسان ها با خدا
    شاخه ها: داستان کوتاه
    با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:
    « امیلی عزیز،
    عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.
    با عشق، خدا»
  3. عشق تاریخ مصرف دارد؟
    شاخه ها: داستان کوتاه
    امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبي دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا ...
  4. اسم شرکت های مهم کامپیوتری چگونه انتخاب شد ?!
    شاخه ها: عمومی
    Apple

    میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل، سیب بود و بنابراین اسم شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.
  5. یک درس
    شاخه ها: داستان کوتاه
    مردی سن بالا برای جمعی سخن رانی می کرد لطیفه ای برای حضار تعریف کرد که همه دیوانه وار خندیدند .بعد از لحظه ای همان لطیفه را تکرار کرد و تعداد ...
  6. کلیسا و مِی فروشی
    شاخه ها: داستان کوتاه
    مِی فروشی ای در کنار یک کلیسا بود ...
  7. دوبرادر
    شاخه ها: داستان کوتاه
    سال ها دو برادر با هم در مزرعه اي كه از پدرشان به ارث رسيده بود زندگي مي كردند . آنها يك روز به خاطر مسئله ي كوچكي به....
  8. موازی
    شاخه ها: داستان کوتاه
    پسرك پريد لبه‌ی جوی آب و سعي كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راه‌رفتن. دخترك اما لبه‌ی ديگر جوی آب را انتخاب كرد؛
  9. مادر نابینا
    شاخه ها: داستان کوتاه
    مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود ...

  10. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه
    شاخه ها: داستان کوتاه
    یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده بود ...
(1) 2 3 4 ... 13 »
جستجو
آخرین مقالات
در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت.غلامی را دید که بسیار شادمان و خوش حال است ...
یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزی ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از کلیسا برمیگشت …
در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :
مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ، پدر روحانی براتون چی موعظه کرد ؟!
خانم پیر مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت :...
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
دختر کوچولو بعد از برگشتن از مدرسه،تمام عصر را به مرتب کردن....
Copyright © 2008-2012 Fantasy Fans® All Rights Reserved